صفحه نخست
فهرست
آشنايي با اماکن سوريه

 


با اماکن اسلامي سوريه آشنا شويم 

اماكن زيارتي متعددي در سوريه وجود دارد كه مهمترين آنها عبارت است از مرقد حضرت زينب (س) ، حضرت رقيّه (س) ، مسجد جامع دمشق ، مَرْج عَذْرا مشهد المحسن بن الحسين‏ و ... ...
 

حضرت زينب عليها السلام پنجم جمادي الاولي سال پنجم هجري، در مدينه چشم به جهان گشود، پنج ساله بود كه رسول‏ خدا­ صلي الله عليه وآله­ رحلت فرمود، در سال 17 هجري؛ يعني در 13سالگي با پسرعمويش «عبداللَّه بن جعفر» ازدواج كرد و شرط نمود كه هرگاه خواست با برادرش حسين ‏عليه السلام­ ديدار كند يا به مسافرت برود، عبداللَّه مخالفتي نکند.

فرزندان اين بانوي بزرگوار به نام­هاي «عون» و «محمّد» در ركاب سيّدالشّهداعليه السلام­ در كربلا شهيد شدند.

پس از حادثة کربلا، حضرت زينب‏­عليهاالسلام­ رهبري اسيران دلسوختة کربلا را برعهده داشت و در كوفه و شام با خطبه‏هاي آتشينش، پيام رسان نهضت بزرگ عاشورا بود و بني اميه را رسوا كرد .به طوري که در اثر همين خطبه‏ها و نيز خطبه حضرت سجاد عليه السلام­ شاميان غفلت زده متحوّل شدند و يزيد مجبور شد كه اهل‏بيت را با احترام به مدينه بازگرداند.

دخت گرامي اميرمؤمنان­عليهاالسلام­  در مدينه نيز به عزاداري و بيان وقايع عاشورا پرداختند و مردم با شنيدن اين فجايع، قيامي كردند که واقعه «حَرّه» در مدينه از نتايج همين قيام است.

يزيد جنايتكار دستور داد آنها را سركوب کنند و تا سه روز مدينه را براي سربازانش آزاد اعلام كرد. در اين ماجرا، جنايات لشكريان يزيد به اندازه­اي فجيع است كه حتي شنيدن اين فجايع هم غيرقابل تحمّل مي باشد.

پس از اين وقايع حضرت زينب عليها السلام­ ديگر نتوانست در مدينه بماند و به شام رهسپار شد. ايشان پس از مدتي در 15 رجب سال 62 هجري در قريه «راويه» شام از دنيا رفتند و در همان جا به خاك سپرده شدند.

 

حضرت رقيّه بنت الحسين‏ ­عليه السلام­

حضرت رقيّه بنت الحسين‏ ­عليه السلام­ كه در حادثه كربلا كودكي بيش نبود، همراه ساير اهل‏بيت امام حسين‏ عليه السلام­ و زينب كبري عليها السلام­، به اسارت درآمد.

كاروان اسيران در خرابه شام، كنار «باب‏الفراديس» استقرار يافت، ايشان که در آن زمان 3 يا 4 ساله بود، نيمه­هاي شب، خواب پدرش را ديد. از خواب بيدار شد و بهانه پدرش را گرفت، از گريه او بقيه نيز گريستند. يزيد که از صداي گريه بيدار شده بود، دستور داد سر مبارك امام حسين‏ ­عليه السلام­ را نزد دخترش ببرند تا ساكت شود. وقتي رقيّه عليها السلام­ آن سر خونين را ديد، از غم و اندوه فراوان، بعد از چند روز وفات يافت و در همان خرابه دفن گرديد.

تاريخچه مسجد جامع دمشق

اين مکان 4000 سال پيش معبد آتش پرستان، نزديک 1000 سال، معبد آرامي­هاي مهاجر از شبه جزيره و به مدت چند قرن، معبد خدايان مصري‏ها («رامون» و «آمون») بوده است. سپس، در عصر «هلني» تا سده اول ميلاد مسيح، به معبد يونانيان و بعدهم، به معبد خداي روميان «ژوپيتر» و پس از مدتي، بخشي ازمعبد «ژوپيتر» به كنيسه با نام «قديس يوحنا» تبديل شد.پس از فتح دمشق به وسيله مسلمانان، در سال 17 هجري  نيمي از اين كليسا و باقيمانده معبد «ژوپيتر» جاي خود را به مسجد داد که بعد از مصالحه با مسيحيان ، نيمه ديگر کليسا نيز به مسجد تبديل شد و درسال 86 هجري وليد بن عبدالملك وسپس، برادرش سليمان آن را توسعه دادند و از آنجايي که وليد از بني‏اُميه بود، آن را «مسجد جامع اموي» ناميد.اين مسجد در دوره مماليك‏ به اندازه­اي محدود و مختصر تعمير شد، اما مدتي بعد، بر اثر آتش سوزي‏ سوخت.

آخرين تعميرات آن را رئيس جمهور فقيد سوريه، حافظ اسد انجام داد [1].

مقام‏هاي موجود در مسجد جامع دمشق:

1. مقام حضرت هودعليه السلام‏، 2. مقام حضرت خضرعليه السلام‏، 3. مقام و محل دفن سر حضرت يحيي‏عليه السلام‏ ، 4. مقام امام زين العابدين‏عليه السلام‏ ، 5. مقام رأس الحسين‏عليه السلام‏

قبرستان باب الصغير

يكي ازقبرستان­هاي مهم وتاريخي دمشق، قبرستان «باب الصغير»، واقع در بيرون دروازه «باب الصغير» است که در آن آرامگاه بسياري از امامزادگان، اصحاب پيامبرصلي الله عليه وآله، سرهاي شهداي كربلا، علما، مورخان، محدّثان وبسياري ازبزرگان قرار دارد.

ام سلمه و ام حبيبه (از جمله همسران پيامبر صلي الله عليه و آله)­، عبداللَّه (فرزند امام صادق‏عليه السلام‏)، ابومحمّد عبداللَّه باهر (فرزند امام سجادعليه السلام)‏، اُم‏كلثوم‏ (دختر اميرمؤمنان ‏عليه السلام ‏)، سكينه‏ (دختر امام حسين‏عليه السلام‏)، فاطمه‏ (دخترامام حسين‏عليه السلام) مشهور به فاطمه صغري‏، حميده (دختر مسلم بن عقيل‏)، ميمونه (دختر حضرت امام حسن عليه السلام) ‏و اسماء بنت عُميس ... در اين قبرستان مدفونند.

همچنين برخي از سرهاي مطهّر شهداي کربلا که در اين مکان به خاک سپرده شده­اند، عبارتند از:

سر مقدّس حضرت علي اكبر، سر مقدّس حضرت اباالفضل العباس و سر مقدّس حبيب بن مظاهر.

پيکر پاک برخي از ياران امامان معصوم ­عليهم السلام­ نيز در «باب الصغير» دفن گشته اند، از جمله:

عبداللَّه بن جعفر (شوهر حضرت زينب‏ عليها السلام­)، بلال بن رياح حبشي (مؤذن رسول اللَّه)، عبداللَّه بن اُمّ مكتوم (مؤذن ديگر رسول اللَّه صلي الله عليه وآله) و فضّه، (خادم حضرت زهرا عليها السلام­ ‏).

حومه دمشق‏

نزديک به 25 سال پيش، وقتي شهرداري «داريا» به تأسيس خياباني جديد در اين شهر سرگرم بود، محل دفن حضرت سکينه عليها السلام ­را پيدا کرد. قضيه از اين قرار است که وقتي كه لودر به محل كنوني قبر منتسب به «حضرت سكينه بنت علي» رسيد، راننده لودر از ادامه كار منصرف شد و به مسؤولان خبرداد كه اينجا قبري از قبور دختران آل محمد صلي الله عليه وآله­ مي‏باشد. آنان نيز مسؤلان ايران از جمله: حجت الاسلام والمسلمين واحدي (مسئول  فعلي توليت حرم) را دعوت كردند و جريان را به آنان اطلاع دادند. درپي تحقيقات به اين نتيجه رسيدند كه صاحب آرامگاه يافت شده، فرزند حضرت علي‏عليه السلام­ مي‏باشد.[2]

مَرْج عَذْرا

مزار مطهّر بدن هاي بدون سر «حُجر بن عَدي» و 6 تن از يارانش كه در 30 كيلومتري شمال دمشق واقع شده است.

«حُجْر بن عدي» در نوجواني همراه برادرش «هاني بن عدي» به حضور پيامبر شرفياب شد و به آيين اسلام گرويد[3]، پس از رحلت پيامبر، در صف ياران خاصّ اميرمؤمنان قرار گرفت، به طوري که درجنگ با «ناكثين» و«قاسطين» و«مارقين»؛ يعني «جمل» و«صفّين» و«نهروان» در ركاب اميرمؤمنان شمشير زد وفرماندهي بخشي ازسپاه علي عليه السلام­ را به عهده گرفت، در فتح شام يكي از سربازان فاتح بود و او بود كه «مَرج عَذرا» را فتح كرد.

«حُجْر» بسيار نماز مي­خواند و روزه مي­گرفت، هرگز بي وضو نبود و هرگاه وضو مي‏گرفت، نماز مي‏خواند؛ و از معدود افراد «مستجاب الدعوة» بود[4].

اميرمؤمنان، علي‏ عليه السلام­ وي را براي رياست قبيله «كنده» به جاي اشعث بن قيس پيشنهاد كرد كه اين مطلب، بيانگر توان مديريتي او  در کنار دينداري و تقوي مي­باشد.

پس ازشهادت «اميرمؤمنان‏عليه السلام»، معاويه بدگويي به آن حضرت را برمنبرها مرسوم كرد، امّا هربار كه «مغيره»، فرماندار كوفه زبان به بدگويي مي‏گشود، با پاسخ تند ودندان‏شكن «حُجْر» روبرو مي‏شد.بعد از مرگ مغيره، معاويه، زياد بن ابيه (فرماندار بصره) را با حفظ سمت به فرمانداري كوفه منصوب كرد.

زياد، با حيله و شدّت عمل، «حُجْر» ويارانش را دستگير كرد وبه­همراه نامه‏اي از بزرگان كوفه مبني بر تكفير حُجْر، به سوي معاويه در شام فرستاد.سرهاي مطهر شهداء در مسجد القصب در دمشق قديم دفن شده است: اين مسجد در خيابان اصلي، قبل از حرم حضرت رقيه(س) قرار دارد.

با حكم معاويه، «حُجْر بن عدي» و 6 تن از يارانش در «مرج عذرا» به شهادت رسيدند، آنگاه بدنهايشان در همان منطقه دفن و سرهايشان براي معاويه به شام فرستاده شد.

حَلَب‏

نيم نگاهي به تاريخچه «حلب»

«حلب» دومين شهر پرجمعيّت سوريّه است-«حلب» و«حليب» به­معني شيردوشيده است و از آنجا که حضرت ابراهيم‏ ­عليه السلام­ روزهاي جمعه شير گوسفندانش را به فقرا صدقه مي‏دادو آنان مي‏گفتند: «حلب، حلب» اين نام بر شهر ماند-اين شهر در سال 17 هجري به دست «ابوعبيده جرّاح»فتح شد. سال 333 ه . ق «سيف الدّوله حمداني» بر حلب استيلا يافت و در زمان او، پرچم تشيّع در سوريّه به اهتزاز درآمد.ترکان سلجوقي، بارها تلاش كردند كه تشيّع را در حلب از ميان بردارند، امّا نتوانستندتا اينکه «صلاح الدّين ايّوبي»توانست به تشيّع اين شهر ضربه بزند. البته هنوز مؤذن در مساجد حلب «حي علي خير العمل» مي‏گفت.

با آنکه «صلاح الدّين»، از هيچ آزار و آدمكشي نسبت به شيعه خودداري نكرد، هنوز دانشمندان برجسته‏اي از «بني‏زهره» در حلب بودند و تشيّع با بنايي برافراشته سرپا بود[5] تا آنگاه كه «شيخ نوح حنفي»، «شيعه» را تکفير کرد و به مباح بودن خون و اموال آنها فتوا داد. با اين فتواي ظالمانه، اموال شيعيان را غارت كردند وتا مي­توانستند به جنايت وخونريزي پرداختند.[6]

گرچه «حلب» درگذشته يكي از مراكز شيعه بود، امّا امروزه عده كمي از شيعه وجود دارند كه پس از آن حادثه دردناك در «حلب» باقي ماندند و بازماندگان آنان در شهرک هاي اطراف حلب مانند نبّل و الزهراء سکني گزيده و در اين شهرک ها اکثريت شيعه را بوجود آوردند.

مکان­هاي زيارتي «حلب»

در اين شهر مکان­هايي وجود دارد که از قداستي خاص برخوردارند و همواره به عنوان زيارتگاه مورد توجه زائران بوده است. در زير به يادکرد و توضيح آنها مي­پردازيم.

«مسجد النقطه»

زماني که كاروان اسيران كربلا به «حلب» رسيد، شب را كنار كوه «جوشن» ماند تا کمي بياسايد.نگهبانان، سرِمبارك امام حسين‏ عليه السلام­ را بر روي صخره‏اي گذاشتند وخود به استراحت پرداختند.صبحگاه، وقتي سرِمقدّس حضرت را برداشتند، چند قطره خون روي صخره به جا ماند .پس از حركت كاروان، مردمِ «حلب» اطراف اين صخره جمع شدند و به عزاداري و شيون و زاري پرداختند. چنان که گفته شده است، همه ساله در روز عاشورا آن خون بر سنگ مي‏جوشيد و توجّه مردم شام را به خود جلب مي­کرد. به همين دليل، «عبدالملك مروان اموي»، دستور داد، سنگ را از آنجا به مکاني ديگر انتقال دهند و از آن پس، ديگر نشاني از سنگ مذکور ديده نشد. بعدها، «سيف الدّوله حمداني» در جاي آن سنگ مسجدي ساخت و آن را «مسجد النقطه» ناميد[7].

مشهد المحسن بن الحسين‏عليه السلام‏

هنگامي كه كاروان اسرا در كنار كوه «جوشن» مانده بود، فرزندي از امام حسين عليه السلام در اين مكان از دنيا رفت که مادرش او را، به ياد فرزند سقط شده حضرت فاطمه‏ سلام الله عليها محسن ناميده بود.

سيف الدوله حمداني، شبي در خواب ديد كه از يك نقطه شهر نوري به هوا برخاست. وقتي صبح شد، به محل مزبور شتافت و پس از حفاري، سنگي يافت كه بر آن نوشته شده بود: «هذا قبر محسن بن الحسين بن علي‏ عليهما السلام». پس،دستور داد بر آن مرقدي بسازند.[8]

استان رِقّه‏

«رقّه» که دركنار شط فرات و 180 كيلومتري شرق «حلب» واقع شده، به همراه منطقه «صِفّين» از جايگاه ويژه‏اي در تاريخ اسلام و شيعه برخوردار بوده است.

«معاويه»، سردمدار جريان «قاسطين» ظاهراً به بهانه خونخواهي عثمان، امّا در واقع،براي انتقام خون پدران وخاندان از دست رفته­اش در جنگ بدر، در « صفين » اردو زد. در اين مكان بود كه در سال 37 هجري خون بهترين ياران و شيعيان علي‏عليه السلام از جمله: «عمّار ياسر»، «اويس قرني» و 25 نفر از حماسه سازان بدر و نزديک به 20000 تن ديگر از ياران علي‏عليه السلام بر زمين ريخته شد.

درست هنگامي كه مالك اشتر در يك قدمي خيمه معاويه بود و فتنه داشت ريشه كن مي‏شد، عمروعاص با ديدن پيروزي لشكرحق، با نيرنگ قرآن­ها را بر سر نيزه برد ولشكريان ساده‏دل، با ديدن قرآن، حضرت علي‏عليه السلام را وادار به پذيرش حكميّت كردند.

گفتني است در اين جنگ سخت 110 روزه، نزديک به 90000 تن از لشكريان معاويه نيز، هلاك شدند.[9]

اُوَيس قَرَني‏

«اُوَيس قَرَني» يكي از ياران مخلص و فداكار اميرمؤمنان عليه السلام بود كه به زهد و تقوا شهرت داشت.

پيامبرصلي الله عليه و آله وسلم در موردش فرمود: با شفاعت اويس، قبايلي به اندازه «ربيعه» و «مُضَر» وارد بهشت مي‏شوند. هركه اويس را ملاقات كرد، سلام من را به او برساند. او برترينِ «تابعين» است.

«اُويس» در «صفّين» با اميرمؤمنان بيعت كرد و در رکاب آن حضرت جنگيد تا شهيد شد.

«عمّار ياسر»­

عمّار ياسر، از اصحاب بزرگ رسول خداصلي الله عليه وآله واميرمؤمنان ‏عليه السلام است.

در فضيلت ايشان همين بس که مادرش «سميه» اوّلين زن شهيده در اسلام بود و درروايتي  پيامبرصلي الله عليه وآله درباره او فرمود: به آل عمّار بشارت دهيد که وعده‏گاهشان بهشت است و نيز فرمود: عمّار از سر تا قدم لبريز از ايمان است.

همچنين رسول خدا در مورد مرگ عمار خطاب به خود او فرمود: عمّار! آخرين بهره تو از اين دنيا کمي از شير رقيق شده است و گروه جفاكار تو را مي‏كشند.

سرانجام همچنان که پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند، اين صحابي گرانقدر در سن 94 سالگي  در جنگ صفّين به شهادت رسيد.

استان «درعا»

شهر «بُصري»

«بُصري‏» يكي از شهرهاي استان درعا است كه از اهمّيتي شايان در تاريخ اسلام، به ويژه تاريخ زندگي پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله - كه به آنجا سفر كرده- برخوردار است.اين شهر در 132 كيلومتري جنوب دمشق، نزديك مرز «اردن» قرار دارد.

دير راهب (بحيري‏)

بيش از 10 يا 12 بهار از عمر مبارك حضرت محمّدصلي الله عليه وآله نگذشته بود كه ايشان، همراه عمويش ابوطالب، به قصد شام، مكّه را ترك كرد. كاروان، پيش از رسيدن به «بصري» در صومعه راهبي به نام «بحيري‏» مهمان شد.

پس از خوردن غذا ، «بحيري‏» پرسيد: اين نوجوان كيست؟ همه گفتند: برادرزاده ابوطالب.

راهب، رو به ابوطالب كرد وگفت: «كودك شما آينده درخشاني خواهد داشت. من همه خصوصياتي كه براي پيامبر بعد از مسيح عليه السلام در «تورات» و «انجيل» آمده است، در او مي‏بينم. او آئيني جاودان خواهد آورد. پس، وي را از چشم دشمن پنهان ساز؛ زيرا اگر ملّت يهود، محمد [صلي الله عليه و آله] را ببينند و بشناسند، نقشه کشتنش را خواهند كشيد!

با شنيدن اين سخنان، ابوطالب برنامه سفر خود را قطع كرد، بي درنگ، به مكّه بازگشت و تمام همّتش را به محافظت از برادر زاده‏اش معطوف نمود.[10]


كليه حقوق اين جايگاه متعلق به مديريت حج و زيارت خراسان رضوى مي‌باشد و استفاده از مطالب آن با ذكر منبع مجاز مي‌باشد